مرتضى راوندى

102

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مقام و ارزش كتاب عاشقان علم : ابن نديم در كتاب الفهرست ضمن شرح حال فتح بن خاقان مىنويسد : « ابو هفان گويد : سه نفر بودند كه كسى مانند آنها دوستدار علم و كتابت نبود ، و اين سه نفر جاحظ و فتح بن خاقان و اسماعيل بن اسحاق بودند ، اما جاحظ كتابى كه به‌دست مىآورد هرچه باشد آن را تا به آخر مىخواند . . . امّا فتح بن خاقان كه هميشه همنشين متوكل بود ، اگر متوكل براى قضاى حاجتى برخاست ، كتابى از آستين بقل خود در مىآورد و به خواندن آن در مجلس متوكل مشغول مىشد ، تا او بازگردد و چه‌بسا كه در بيت الخلا نيز اين كار را مىكرد ، اما اسمعيل بن اسحاق ، نشد كه من بر وى درآيم و او را در حال زيرورو كردن يا پاك كردن كتابى نبينم . » ابن نديم ضمن بحث پيرامون مزيّت و برترى كتاب ، از قول « مهنود » مىنويسد : « اگر كتاب رشته تجربه‌هاى گذشتگان را به هم نمىپيوست ، رشته‌هاى متاخرين در اثر فراموشى از هم گسيخته مىشد . بزرگمهر گويد : كتاب صدف حكمت است كه از جواهر طبيعت بازمىگردد ديگرى گويد : اين علمها تك‌تك مىروند ، با كتاب آنها را به نظم درآوريد ، و اين ابيات فرارى هستند با كتاب آنها را مهار كنيد - نطاحه در صفت كتاب گويد : كتاب با تو آغاز سخن نكند ، هنگامىكه مشغول به كار باشى ، و تو را به خود نخواند وقتى كه در شادى هستى ، و تو را وادار نسازد كه براى وى خود را آرايش نمايى ، كتاب همنشينى است كه سخن مبالغه‌آميز نمىگويد و دوستى است كه تو را فريب ندهد و رفيقى است كه تو را به‌ستوه نياورد و ناصحى است كه از تو براى خود فزونى نخواهد . » « 1 » مقام ارجمند علم و ارزش معلم و استاد : ابن نديم در كتاب الفهرست ضمن اخبار « كسائى » به مقام علمى او اشاره مىكند : چون « به بغداد آمد ، رشيد « 2 » او را نزد فرزندان خود مامون و امين گذاشت . به خط ابو الطيب خواندم : رشيد از جاى بلندى كسائى را نگاه كرد و او رشيد را نمىديد . كسائى براى حاجتى از جاى برخاست ، تا كفشهاى خود را بپوشد ، امين و مامون پيش‌دستى نموده و كفشهاى او را

--> ( 1 ) . الفهرست ، پيشين ، ص 192 ( 2 ) . مقصود هرون الرشيد خليفه عباسى است